السيد جعفر السجادي

5

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

مقدمه معمولا عادت بنده بر اين نيست كه در مقدمهء كتاب‌هايى كه تهيه كرده‌ام شرح حال و زندگى علما و دانشمندان را بنويسم ، چه آن كه در مورد دانشمندان نامى و جهانى زندگىنامه‌هاى مفصل نوشته شده است . دربارهء مولد و مدفن و استادان و شاگردان آن‌ها در تذكره‌ها ، مآخذ رجال نامى و شرح حال‌ها زياد نوشته‌اند . از جمله دربارهء ملاصدرا و بنابر اين از اين بخش از مقدمه صرف‌نظر مىكنم و به نكات خاصى كه مناسب با فرهنگ اصطلاحات فلسفى و كلامى فيلسوف بزرگ ملا صدرا است و بيانگر نكات تاريك تاريخ فلسفه و نه فلاسفهء اسلام است بسنده مىكنم . اميد است كه در اين امر مصاب باشم . نخست عرض مىكنم كه مبهمات و جدال‌ها و اختلاف آرا و عقايد و انظار در مورد متفكران اسلامى عمدتا مربوط به بخش‌هاى نظرى و الهيات فلسفه است و نه بخش منطق و نه بخش رياضيات و نه بخش فيزيك يا علوم غريبهء كيمياوى و طب و طبيعيات و مثلا دربارهء محمد بن زكرياى رازى اگر سخن هست مربوط به بخش الهيات و اظهار نظرهاى كلامى او است در اعلام النبوّة نه درباره دانش او مربوط به طب و كيميا و علوم عملى او و دربارهء ابن هيثم و كتاب مناظر و مراياى او كه بخش فيزيك است سخن نيست ، دربارهء ابو ريحان و رياضيات و نجوم و هيأت او كم‌تر سخن گفته‌اند ، ايرادات ابو ريحان بر ابن سينا هم عمدتا مربوط به تز فلسفى او است و اظهار نظر او دربارهء مسائل فلسفى مربوط به بخش‌هايى از طبيعيات و فيزيك و غيره است با ديد متافيزيكى و به عبارت ديگر ايراد ابو ريحان براين امر است كه مسائل علمى را با ديدگاه‌هاى فلسفى نتوان حل كرد و در واقع ايراد او بر متد و روش ارسطو و ابن سينا است . او حل مسائل علمى را از راه فلسفى و منطق صورى و به ويژه الهيات ارسطويى نادرست مىداند و باز از باب مثال بر علوم عملى و رياضيات نصر بن عراق‌ها و خوارزمىها و نوبختىها و همين طور علوم طبّى ابن سيناها كه در عصر و روزگار خودشان مبتكر بوده‌اند ايرادى نيست و مسأله‌آرا و انظار و عقايد گوناگون و ردّ و نقض‌ها و تكفير و تفسيق‌ها همه مربوط به بخش الهيات و مسائل كلامى در تمدن اسلامى است . اين يك نكته و البته فراموش نكنيم از اين رهگذر عارفان و صاحبان علوم ذوقى هم از جنگ و جدال‌ها و طرد و نفى و تكفير و تفسيق و ضرب و شتم و قتل هم بىبهره نبوده‌اند . حال مىرويم به سراغ اهل معقول و فلسفهء نظرى . آن چه در طول تاريخ تمدن اسلامى انظار خاص و عام و به ويژه مراكز قدرت را متوجه خود كرده است و حوادث مصيبت‌بار به وجود آورده است همين بخش از علوم فلسفى است .